حكيم ابوالقاسم فردوسى

641

شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)

بيامد سبك قيصر از ميمنه * دو داماد را كرد پيش بنه ابر ميمنه پور قيصر سقيل * ابر ميسره قيصر و كوس و پيل دهاده بر آمد ز هر دو سپاه * تو گفتى بر آويخت باشيد ماه بجنبيد گشتاسپ از پيش صف * يكى باره زير اژدهايى به كف چنين گفت الياس با انجمن * كه قيصر همى باژ خواهد ز من چو بر در چنين اژدها باشدش * ازيرا منش با بها باشدش چو گشتاسپ الياس را ديد گفت * كه اكنون هنرها نبايد نهفت بر انگيختند اسپ هر دو سوار * ابا نيزه و تير جوشن گذار از آن لشكر الياس بگشاد شست * كه گشتاسپ را بركند كار پست بزد نيزه گشتاسپ بر جوشنش * بخست آن زمان كارزارى تنش بيفگندش از باره برسان مست * بيازيد و بگرفت دستش بدست ز پيش سواران كشانش ببرد * بياورد و نزديك قيصر سپرد بياورد و لشكر به پيش سپاه * بكردار باد اندر آمد ز راه از يشان چه مايه گرفت و بكشت * بكشتند مر هرك آمد بمشت چو رومى پس اندر هم آواز شد * چو گشتاسپ زان جايگه باز شد بر قيصر آمد سپه تاخته * به پيروزى و گردن افراخته ز لشكر چو قيصر بديدش به راه * ز شادى پذيره شدش با سپاه سر و چشم آن نامور بوس داد * جهان آفرين را همى كرد ياد و ز آن جايگه بازگشتند شاد * سپهبد كلاه كيان بر نهاد همه روم با هديه و با نثار * برفتند شادان بر نامدار [ باژ ايران خواستن قيصر از لهراسب ] برين نيز بگذشت چندى سپهر * بدل در همى داشت و ننمود چهر بگشتاسپ گفت آن زمان جنگجوى * كه تا زنده‌اى زين جهان بهر جوى بر انديش با اين سخن با خرد * كه انديشه اندر سخن به خورد بر ايران فرستم فرستاده‌يى * جهان ديده و پاك و آزاده‌يى بلهراسپ گويم كه نيم جهان * تو دارى بآرام و گنج مهان اگر باژ بفرستى از مرز خويش * ببينى سر مايهء ارز خويش بريشان سپاهى فرستم ز روم * كه از نعل پيدا نبينند بوم چنين داد پاسخ كه اين راى تست * زمانه به زير كف پاى تست [ نامه نگارى قيصر به لهراسب ] يكى نامور بود قالوس نام * خردمند و با دانش و راى و كام بخواند آن خردمند را نامدار * كز ايدر برو تا در شهريار بگويش كه گر باژ ايران دهى * بفرمان گرايى و گردن نهى بايران بماند به تو تاج و تخت * جهاندار باشى و پيروز بخت و گر نه مرا با سپاهى گران * هم از روم و ز دشت نيزه وران نگه كن كه برخيزد از دشت غو * فرخ زاد پيروزشان پيش رو همه بومتان پاك و ويران كنم * ز ايران بشمشير بيران كنم فرستاده آمد بكردار باد * سرش پر خرد بد دلش پر ز داد